امروز صبح تو تاکسی بحث مصرف برق و تابستان و کولرها و مشکل همیشگی کشور ما در مدیریت مصرف منابع و فلان و بهمان داغ ِ داغ بود. همه هم متخصص بهینه سازی مصرف انرژی هستند خدا را صدهزار مرتبه شکر. اما میدانیم که بدبختانه به عمل کار برآید نه به سخنرانی. چه خوب بود اگر فقط حرفمیزدیم و کارها خودشان پیشمیرفتند. 

یکی از مسافرها بنای با تجربهای بود. یا به قولی معمار. از آن پیرهای خوش مشرب که هر جای کُتشان را بتکانی نقلی و پندی و درسی میریزد. میگفت که اگر این مردم انقدر عصبانینباشند، مصرف برق هم میآید پایین. من جا خوردم. گفتم این هم از آن حرفهاست. اما راست میگفت. توضیحداد که آدم هر چه آرامتر باشد فشارخونش پایینتر است و کمتر احساس گرما میکند. میگفت در تابستان، پارچ آب و یخ کنار دستتان باشد. جر و بحث نکنید. منطقی و خونسرد باشید و هر کاری میکنید یادتان باشد در خانه آرام باشید. 

خلاصه نه اینکه برچسب مصرف بهینه انرژی هفترنگ به خودمان وصلکنیم و برویم این طرف و آن طرف. اما سعیکنیم مثل بر و بچههای کاردان سنجاق اول در آرامش به مشکل طرف مقابل گوشکنیم، بعد راهحلمان را بگذاریم وسط و امید داشتهباشیم که کارها در آرامش درستتر پیشمیروند.

اصغرآقا