۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تاسیسات ساختمان» ثبت شده است

رفیق ما و سرویسکار اجاق گاز

«دست شما دردنکند. خسته نباشید. خداحافظ». دوست‌داریم پایان هر مکالمه با ما و همکارانمان همین باشد. تمیز و قشنگ کار ملت را براه‌بیاندازیم وبرویم سراغ بعدی. در «سنجاق» این اصلا چیز دور از ذهنی نیست. اینکه آدم کارش را درست انجام‌بدهد که افتخار ندارد. انقدر عادت کرده‌ایم که کارهایمان را نصفه نیمه و ناقص و کج و کوله انجام‌بدهند و بروند که هی به خودمان مدال می‌دهیم سر درست‌ کارکردن. یکی از هم کلاسی‌های قدیمی از ما یک سرویسکار اجاق گاز گرفته‌بود. نفر قبلی کار را ناتمام رهاکرده‌بود و بعدم دیگر تلفن این رفیق ما را جواب‌ نداده‌بود. سرویسکار سنجاق رفت و کارش را راه انداخت. این بیچاره به ما زنگ یک ساعت داشت تشکر می‌کرد و دست مریزاد می‌گفت. من خب رفیقم بود برگشتم گفتم آقاجان شاخ غول که نشکانده‌ایم، پول دادی آمده کارت را انجام‌داده رفته. حق توست که کارت را درست انجام بدهند. پاشو وایسا مرد. البته این آخری را نگفتم. ولی خب حرفم این است که انقدر این مردم به این چیزها بدبین شده‌اند که یکی مثل «سنجاق» پیدا‌می‌شود که - بزنم به تخته -کارشان را درست و بی‌دردسر انجام‌می‌دهد اشک تو چشمشان جمع‌می‌شود. خلاصه که عجب روزگاریست آقا...

اصغرآقا

سنجاق سنجاق

آرامش کلید حل مشکلات بر و بچه‌های سنجاق

امروز صبح تو تاکسی بحث مصرف برق و تابستان و کولرها و مشکل همیشگی کشور ما در مدیریت مصرف منابع و فلان و بهمان داغ ِ داغ بود. همه هم متخصص بهینه سازی مصرف انرژی هستند خدا را صدهزار مرتبه شکر. اما میدانیم که بدبختانه به عمل کار برآید نه به سخنرانی. چه خوب بود اگر فقط حرفمیزدیم و کارها خودشان پیشمیرفتند. 

یکی از مسافرها بنای با تجربهای بود. یا به قولی معمار. از آن پیرهای خوش مشرب که هر جای کُتشان را بتکانی نقلی و پندی و درسی میریزد. میگفت که اگر این مردم انقدر عصبانینباشند، مصرف برق هم میآید پایین. من جا خوردم. گفتم این هم از آن حرفهاست. اما راست میگفت. توضیحداد که آدم هر چه آرامتر باشد فشارخونش پایینتر است و کمتر احساس گرما میکند. میگفت در تابستان، پارچ آب و یخ کنار دستتان باشد. جر و بحث نکنید. منطقی و خونسرد باشید و هر کاری میکنید یادتان باشد در خانه آرام باشید. 

خلاصه نه اینکه برچسب مصرف بهینه انرژی هفترنگ به خودمان وصلکنیم و برویم این طرف و آن طرف. اما سعیکنیم مثل بر و بچههای کاردان سنجاق اول در آرامش به مشکل طرف مقابل گوشکنیم، بعد راهحلمان را بگذاریم وسط و امید داشتهباشیم که کارها در آرامش درستتر پیشمیروند.

اصغرآقا   

سنجاق سنجاق

فرصت آشنایی سروس‌کاران سنجاق با مردم

امروز و فردا تعطیل است. می‌شود حسابی با خانواده وقت گذراند. جایی رفت. سفر کوتاهی مثلا. یا نه در همین شهر رفت نشست گوشه خلوت یک پارک با صفا، بچه‌ها کمی بدو بدو کنند، یک خوراکی مختصر خورد و برگشت به خانه. یا می‌شود رفت خانه دوستی، آشنایی، فامیلی، چند ساعتی معاشرت‌کرد و از احوال نزدیکان باخبر شد. خوش می‌گذرد خلاصه. هر کاری، هر جا، هر چی؛ با خانواده باشی، خوش‌می‌گذرد. آدم با خانواده خودش راحت است. خود خودش است. دلش صاف‌می‌شود، غم و دردش می‌رود پی ِ کارش و اول هفته قبراق و سرحال می‌چسبد به کار و بار. دل به راه و سر به کار.
صحبت کار شد. کار ما و شما پر از ملاقات با آدمهای جور و واجور است. کار برای آدمهایی که از ما می‌خواهند مشکلاتشان را حل‌کنیم کِیف‌دارد. واقعا خوب که نگاه‌کنی می‌بینی داریم به آسایش خانواده‌های شهر کمک‌می‌کنیم. آنها از ما می‌خواهند که برویم به حریم و خلوتشان و کار ِ به زمین مانده‌شان را برداریم و از شرش خلاصشان‌کنیم. خب حالا که به حریم خصوصی آدمها پامی‌گذاریم، باید یک کم هم به آنها فرصت‌بدهیم ما را بشناسند. درباره خودمان بنویسیم که کی هستیم و چه می‌کنیم و چرا می‌توانیم مشکل‌ ِ آن خانه را حل‌کنیم. این فرصت را می‌شود خیلی راحت ایجادکرد با همین چند خط ِ ساده. مثل این نمونه تمیز از پروفایل‌های سنجاق که اینجا می‌گذاریم همه ببینند. ها چطور است؟ 

نمونه پروفایل

سنجاق سنجاق