۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تعمیر کولر گازی» ثبت شده است

چگونه وقت سرویس کولر حواسم به «سنجاق» باشد؟

آقا ما کولر آبی خانه خودمان سرویس می‌خواست. هم خب سالی یکبار سرویس را که لازم دارد هم اینکه شناور کولر خوش‌صدای ما خراب بود؛ بله خوش‌صدا که می‌گویم یعنی شبها نمی‌گذاشت بخوابیم. خیلی سر و صدا می‌کرد که بعدا فهمیدیم یاتاقان کولر آبی هم داریم که بله همچین چیزی هم داریم که خراب می‌شود و می‌رود تراشکاری درست می‌شود می‌‌آید یا اصلا می‌شود یک دانه نویش را خرید و کمپلت عوضش کرد. خلاصه معایب کولر آبی را در اینترنت سرچ‌می‌کردیم، یک لیست می‌آمد، تطبیق می‌دادیم همه را داشتیم یعنی در واقع کولر ما داشت. خیلی مایه‌ تفریح دوستان بود که شبها تو دورهمی‌ها با این کولر و ضرب ِ سر و صدایش و تمپوی یاتاقانش که با دور تند و کند تغییرمی‌کرد، می‌شد چندی ما را که صاحب بی‌مسوولیت این کولر بودیم دست‌انداخت. تنبلی می‌کردیم نمی‌رفتیم یکی را بیاوریم درستش کنیم. خلاصه که در یک اقدام انقلابی یک پنجشبه غروب رفتیم با الکتریکی محل قرار و مدار گذاشتیم و فرداش آمد درست‌کرد و رفت. شنبه شد و ما با نیش از بناگوش دررفته بچه‌های شرکت را نویددادیم که ما که تنبلی می‌کردیم بالاخره کولرمان را درست‌کردیم و ماجرای سرویسکار را گفتیم. دیدیم همه بر و بر دارند ما را نگاه‌می‌کنند. یکی از بچه‌ها گفت چرا از خودمان نگرفتی، چرا از «سنجاق» نگرفتی.....لال شدیم وارفتیم دهانمان خشک شد فشارمان افتاد دلمان شکست از اینکه انقدر حواس پرتیم....
از آن روز دو سه ماهی می‌گذرد. بعضی وقتها یاد این حادثه تلخ می‌افتیم و باز هم باورمان نمی‌شود که کوزه‌گر و کوزه شکسته برایمان اتفاق افتاده‌بوده و فلان. خلاصه که هیچی گیجی و حواس‌پرتی........ 
 هر شب که می‌رویم خانه به این فکرمی‌کنیم که یک نفر بیاد نظافت خانه ما را دست بگیرد راحت‌شویم. کسی را هم نمی‌شناسیم، که آشنا باشد. نمی‌دانیم چه کنیم از کجا بیاوریم. باید بگردیم یکی را پیداکنیم .....  
سنجاق سنجاق

* مورد عجیب کولر ۳۵۰۰

همه‌ی کسب‌و‌کارها از مشتری‌‌مداری حرف‌می‌زنند. همه هم خداراشکر می‌دانند که چیز خوبی است. البته به نظر ما در «سنجاق» چیزی در حد الفبای کسب‌وکار است. درست برگزارکردن مشتری‌مداری از چالش‌های هر کاری است. در حالت عادی‌‌اش چالش است، اما برای ما «چالش‌تر» است :))). چرا؟ چون ما در حقیقت دو دسته مشتری داریم. یعنی با دو گروه متفاوت و مجزا از مشتری‌ها سروکارداریم. دو طیف خدمت‌دهنده و خدمت‌گیرنده. هر دو گروه مشتری‌های ما هستند. این وسط هر وقت مورد و مشکلی پیش بیاید ما باید با توجه به دید هر دو طرف از آن ماجرا، این وسط کدخدامنشانه مشکل را حل‌کنیم. مثالش موردی بود که یک سرویسکار کولر آبی رفته‌بود سرویسی را انجام‌داده‌بود و پولش را هم گرفته‌بود. اما مشتری می‌گفت به خدا ما هنوز داریم از گرما عرق‌می‌ریزیم و خلاصه انگارنه‌انگار که این کولر سرویس‌شده. ما گفتیم چه کنیم. پاشدیم رفتیم کولر را بازدیدکردیم. دیدیم بنده‌خدا حق‌دارد. پوشالهای کولر از هر طرف یک وجب خالی بود. مثل راننده‌های ناشی که پارک دوبل می‌کنند اما از ماشینشان که پیاده‌می‌شوی تا پیاده‌رو باید تاکسی بگیری. زنگ زدیم به سرویسکار گفتم برادر اینکه اینجوری‌شده و درست‌نیست‌ و فلان. گفت خودم می‌‌ایم درست‌می‌کنم. ما هم با مشتری هماهنگ‌کردیم. اما سرویسکار عزیز نرفت که هیچ بعدش دیگر تلفنش را هم جواب‌نداد. خلاصه ما مجبور شدیم یکی دیگر را بفرستیم کار را انجام‌بدهد و خداییش خیلی حرفه‌ای و تر و تمیز کار را جمع‌کرد. و در ضمن آن سرویسکار خرابکار را هم از سیستم حذف‌کردیم و دیگر به‌ش کار ندادیم برود انجام‌بدهد.

این یک نمونه بود از هزاران موردی که در این مسیر دست‌ به گریبانشان خواهیم‌بود و خدا صبربدهد، امیدواریم درست انجامش‌بدهیم. 

*برگرفته از نام فیلم «مورد عجیب بنجامین باتن» 

سنجاق سنجاق

فرصت آشنایی سروس‌کاران سنجاق با مردم

امروز و فردا تعطیل است. می‌شود حسابی با خانواده وقت گذراند. جایی رفت. سفر کوتاهی مثلا. یا نه در همین شهر رفت نشست گوشه خلوت یک پارک با صفا، بچه‌ها کمی بدو بدو کنند، یک خوراکی مختصر خورد و برگشت به خانه. یا می‌شود رفت خانه دوستی، آشنایی، فامیلی، چند ساعتی معاشرت‌کرد و از احوال نزدیکان باخبر شد. خوش می‌گذرد خلاصه. هر کاری، هر جا، هر چی؛ با خانواده باشی، خوش‌می‌گذرد. آدم با خانواده خودش راحت است. خود خودش است. دلش صاف‌می‌شود، غم و دردش می‌رود پی ِ کارش و اول هفته قبراق و سرحال می‌چسبد به کار و بار. دل به راه و سر به کار.
صحبت کار شد. کار ما و شما پر از ملاقات با آدمهای جور و واجور است. کار برای آدمهایی که از ما می‌خواهند مشکلاتشان را حل‌کنیم کِیف‌دارد. واقعا خوب که نگاه‌کنی می‌بینی داریم به آسایش خانواده‌های شهر کمک‌می‌کنیم. آنها از ما می‌خواهند که برویم به حریم و خلوتشان و کار ِ به زمین مانده‌شان را برداریم و از شرش خلاصشان‌کنیم. خب حالا که به حریم خصوصی آدمها پامی‌گذاریم، باید یک کم هم به آنها فرصت‌بدهیم ما را بشناسند. درباره خودمان بنویسیم که کی هستیم و چه می‌کنیم و چرا می‌توانیم مشکل‌ ِ آن خانه را حل‌کنیم. این فرصت را می‌شود خیلی راحت ایجادکرد با همین چند خط ِ ساده. مثل این نمونه تمیز از پروفایل‌های سنجاق که اینجا می‌گذاریم همه ببینند. ها چطور است؟ 

نمونه پروفایل

سنجاق سنجاق

با سنجاق هیچ کاری روی زمین نمی‌مونه

سر و کار سنجاق با خانه و اهالی خانه است. وقتهایی که یک چیزی ایراد پیدامی‌کند و آدم خیلی باید بجنگد با خودش تا جلوی پشت گوش انداختنش را بگیرد. خب برای اینجور وقت‌ها یک سنجاق هست که هر وقت دیدی کاری دارد می‌افتد پشت گوش، یقه‌اش را می‌گیری می‌کشی می‌آوری‌ توی سنجاق و آنجا یک نفر پیدامی‌شود که بیاید تر و تمیز کار را انجام‌بدهد. 
البته ما نوشتن از اتفاقات و اخبار سنجاق را گذاشته‌ایم برای این بلاگ. از هر دری سخنی. اگر به راه حلی رسیدیم که کارمان را بهتر جلوببریم یا مثلا فکرکردیم چیزی هست که به اشتراک‌گذاشتنش با دیگران می‌تواند به بهبود کسب‌وکارشان کمک‌کند؛ اینجا درباره‌اش می‌نویسیم. یک وقتی هم شاید دلمان گرفته‌بود و آمدیم اینجا با شما صلاح و مشورت‌کردیم که چه کنیم دلمان بازشود. :)
سنجاق سنجاق