۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تعمیر کولر » ثبت شده است

مشارکت بچه‌ها در سنجاق

وقتی بچه‌ بودیم همه‌ی همّت تلویزیون خرج این می‌شد که مخاطبان کودکش همواره در یک فضای خوف و رجاء معلق‌ باشند. با همان دستی که امید می‌داد با همان دست هم تخم یاس میان دل ما می‌کاشت. تا لبخندی به لبمان می‌‌آورد چیزی نمی‌گذشت که اشکمان را درمی‌آورد. می‌ترساندمان، پشتمان که نبود هیچ دلمان را هم می‌لرزاند، پیش رویمان هم قد علم‌می‌کرد. اول برنامه‌های کودک آگهی بچه‌های گمشده نشانمان می‌داد که حساب کار دستمان بیاید. بعد قهرمان همه‌ی کارتون‌ها دنبال پدری مادری چیزی بودند که یا پیدانمی‌کردند یا به ما نشان‌نمی‌دادند. خلاصه که همان برخورد معلم و ناظم و مدیر و فلان را تلویزیون و برنامه‌ کودک هم با ما داشتند. در میان همه این‌ها اما یک دُرّ گرانبهایی بود که پنداری حکم کابوس داشت برای ما و تمام قوای سازمان معظم صدا و سیما را به کار گرفته‌بود تا کودکان این سرزمین مثل بید بر سر ایمان خویش بلرزند. آن کابوس که برای ما در روزهای جمعه پخش‌می‌شد نامش بود «بچه‌ها مواظب باشید». همین اسمش هم خطرناک بود ولی چون کم می‌ترسیدیدم از اسمش برای همین یک کرکس عروسکی می‌آمد مثل هیولا بر صفحه تلویزیون ظاهرمی‌شد و با صدای جیغی که اکوشده‌بود و در جهان ما می‌چرخید و به همه در و دیوار روح رنجور ما وحشت می‌پاشید اسم برنامه را بارها تکرارمی‌کرد. بعد که برنامه شروع‌می‌شد تا می‌آمدی نفس راحتی بکشی و ترس از آن هیولا را از تنت بشورانی، عکس و گزارش بود پشت هم که از بچه‌ها می‌ریخت روی سر و صورتمان؛ بچه‌هایی با دست‌های باندپیچی شده که انگشتشان در چرخ‌گوشت قطع‌شده بود یا سوخته‌بودند با شوخی‌ای که با دوستانشان در خانه کرده‌بودند یا بریده‌بود دستشان. خلاصه الان که هر چه هر جا می‌بینی زیرش می‌نویسند آقا اینکه می‌خواهی ببینی صحنه‌های دلخراش دارد و ممکن است با دیدنش روحت آزرده‌شود اگر دلش را نداری نبین. این موضوع اصلا محلی از اعراب نداشت آن موقع‌ها و بلاتشبیه اصلا کسی هم در تلویزیون عقلش به این قدنمی‌داد که در بعدازظهر جمعه که بیشترین تعداد بچه‌های این سرزمین زل‌زده‌اند به تنها دریچه‌ی رو به بیرون هستی‌شان، نباید با لگد زد صورتشان را لِه کرد. 
الان اما اوضاع‌ فرق‌کرده. خدا را صد هزار مرتبه شکر اصلا کسی تلویزیون نمی‌بیند این روزها چه برسد به بچه‌ها که به همه چیز دسترسی دارند و چشمشان به دست این رسانه‌ی بی‌کفایت ملی نیست. خود ما برای سنجاق با مشارکت کفشدوزک یک جشنواره‌ای درست کرده‌ایم که بچه‌ها می‌روند با موضوعاتی که به کارهای خانه مثلا سرویس کولر و تعمیر اجاق‌ گاز و نظافت خانه و این کارها مربوط‌می‌شود کارتون درست‌می‌کنند. انقدر هم که عاقل و بامزه‌اند و درک جالبی از اطرافشان دارند که آدم دلش می‌خواهد برگردد کله‌اش را بکوبد در آن تلویزیون ۱۴ اینچ سیاه و سفیدی که به ما حمله‌می‌کرد و روحمان را با دندانهای تیزش تکه‌تکه با خود می‌برد که مبادا ما که زیر آوار موشک و هواپیما و صدام داشتیم له‌می‌شدیم جان سالم به در ببریم.
سنجاق سنجاق

اینجا تهران است؛ سفارش آنلاین خدمات خانه سنجاق

اولین جای تهران که شروع‌کردیم به اضافه‌کردن سرویسکارهایش به «سفارش آنلاین خدمات خانه سنجاق»، مرکز شهر بود. اولین مغازه‌ای هم که رفتیم حرفه‌اش سرویس کولر گازی بود. با این دیدگاه از اینجا شروع‌کردیم که در این محدوده همه خدمات محلی از سرویسکار کولر و تاسیساتی و الکتریکی گرفته تا باربری و خدمات نظافتی و ساختمانی، هم با تعداد زیاد موجود است و هم اینکه اغلب سابقه‌‌کاری قابل توجهی دارند و در نتیجه خدمات سنجاق از همان اول با کیفیتی بالا ارائه‌خواهدشد. البته در مورد یک سری خدمات خانگی، مثل قالیشویی یا نظافت مثلا، منطقه خیلی مهم نیست و لزومی ندارد که سرویس‌دهنده حتما در محدوده سرویس‌گیرنده‌ باشد. در این موارد مردم عادت‌دارند که خدمات را از جاهایی بیرون محله خودشان بگیرند، اما خب نکته‌‌ی دیگری که اینجا را به عنوان نقطه‌ی شروع برای ما ایده‌آل‌می‌کرد، بودن محل شرکت سنجاق در مرکز شهر تهران است که در نتیجه می‌توانیم ارتباط بیشتر و نزدیک‌تری با خدمات محلی اطراف خودمان داشته‌باشیم و خلاصه بهتر اوضاع را در مُشتمان بگیریم. اتفاقا از همان روز صفر هم شروع‌کردیم به راه‌انداختن کارها و مشتری گرفتن. نمی‌دانم اگر از جای دیگری در تهران شروع‌می‌کریم هم همین‌قدر زود مشتری به سراغمان می‌آمد یا نه. اما نکته هیجان‌انگیزش اینجاست که خیلی زود به جای حدس و گمان‌ و پیش‌بینی‌کردن و دست‌دست‌کردن، یک نمونه ساده و سریع و کوچک از ایده‌آلمان راه‌انداختیم و هر چیز قابل و غیرقابل پیشبینی را عملا لمس‌کردیم. مثل اینکه در فضایی بی‌کران و تاریک معلق بودیم و هر از چندی دستان جستجوگرمان به چیزی می‌خورد که می‌گرفتیم، نگاهش‌می‌کردیم و می‌گذاشتیم توی کوله‌پشتی‌مان تا اینکه بالاخره روی این سیاره‌ی نسبتا تازه کشف‌شده‌ی Local Services فرودآمده‌ایم و پایگاهی راه‌انداخته‌ایم و داریم کار خودمان را جلو‌می‌بریم. 
سنجاق سنجاق

قدیم‌ها که جای سنجاق خالی بود

آقا آن موقع‌ها که ما بچه‌ بودیم هنوز گرم‌شدن زمین و آلودگی هوا نزده‌بودند کمر زمستان را از وسط دوتاکنند. قشنگ سرد بود هوا. عین آدم سرد بود. از یک زمستان معمولی مگر چه توقعی داریم. هیچی به این سوی چراغ. همین که سرد باشد برف بیاید ما درست درمان بچاییم زکام‌شویم، چیز دیگری که نیست کار زمستان همین است دیگر. آن وقت یک صدایی هم بود در محله‌ها که اصلا یادم نمی‌آید که آخرین بار کی یا کجا شنیدمش. صدایی بود در کوچه‌ها که بعد ِ برف می‌آمد می‌گفت برف پارو می‌کنیم. و هر سه کلمه را تا جایی که می‌شد می‌کشید و در پایان‌ ِ می‌کنیم ناگهان قطعش‌می‌کرد. سرت را از پنجره می‌بردی بیرون می‌گفتی آقا بیا پشت‌بام ما را پاروکن. اصلا ما نمی‌دانیم چند نفر از شما که اینها را دارید می‌خوانید پارو دیده‌اید به عمرتان ( نویسنده در قعر جوگیرشدن به‌سر می‌برد). خلاصه که می‌آمد می‌رفت آن بالا نیم ساعت کار، یک چای مادر ما بهش می‌داد و نیم ساعت ادامه‌ی کار و خداحافظی. حالا صبح داشتیم به مشاغلی که نابودشده‌اند فکر می‌کردیم در رابطه با سنجاق. بعد دیدیم مثلا چه خوب بود در «سنجاق» لحاف‌دوز داشتیم، برف‌پارو‌کن داشتیم، رنگرز داشتیم، چینی بندزن داشتیم، تصویر یک سری پیرمرد که با لبخند ابدی‌شان به شما نگاه‌می‌کنند تا شما به خانه‌تان دعوتشان کنید برای دوخت و دوز و بندزدن و پاروکردن. عجب سنت و مدرنیته‌ کاری‌ای می‌شد. نه فقط سرویسکار کولر و نصاب آبگرمکن و تعمیرکار لباسشویی که لحاف‌دوزتان را هم از «سنجاق» بخواهید... هعی روزگار
سنجاق سنجاق

سفارش آنلاین خدمات خانه یعنی چه؟

«ما که داریم می‌بندیم».. «والله خسته‌شدم از این کار، مشتری نیست»... «با این وضع آخه اصلا چه فایده‌‌داره؟».. این‌ها گله‌های خیلی از آدمهای مشغول در خدمات محلی است وقتی که ازشان درباره وضعیت کسب‌وکار می‌پرسی. همینطور که با مگس‌کش هوای بالای سرشان را می‌تارانند، برمی‌گردند نگاهی خسته‌ به تو می‌اندازند و آهی می‌کشند و الی آخر.. حالا این وسط خیلی هم اوضاع خراب و سیاه‌ نباشد، معمولا اینجور وقتها وقتی یکی حال آدم را می‌پرسد، آدم دلش می‌خواهد اوضاع را از آنچه که واقعا هست خیلی بدتر جلوه‌بدهد. اما از منطق بیرون است حالا که جمعیت این شهر از همیشه بیشتر است و آدمهایش از صبح تا شب دارند توش دست‌وپا می‌زنند، حوصله و وقت رسیدن به کارهای روی زمین مانده خانه‌شان را هم داشته‌باشند. خب پس کار زیاد هست برای آنها که می‌نالند- البته حق هم دارند. اما قضیه این است که ما در «سنجاق» فکرمی‌کنیم که دسترسی به‌شان آسان نیست. آسان نیست از این جهت که به مدل زندگی آدم امروز نمی‌خورد. کاری نداریم که این سبک زندگی چقدر درست یا غلط است اما خب هست انکارش نمی‌شود کرد. آدمی که همه چیزش را دارد از اینترنت درمی‌آورد و هر روز سهم بیشتری از نیازهایش را دارد آنلاین برآورده‌می‌کند. این آدم امروز است. خلاصه که باید آن مگس‌کش را گذاشت زمین و آنلاین شد. در یک جایی مثل «سنجاق» است که مردم می‌آیند کار خانه‌شان را راه‌می‌اندازند.. هیچی هیچی هم که نباشد گرم‌ است حال ندارند بروند کوچه‌ها را بگردند دنبال یک سرویسکار.
سنجاق سنجاق

استاد مبل ساز سنجاق

هر کسی نمی‌تواند با زمانه‌اش پیش برود. معمولا می‌بینی که آدمها از یک سنی به بعد دیگر برایشان سخت‌ می‌شود که با روز و به روز باشند. می‌روند توی لاک خودشان و آنقدر به زندگی گذشته فکرمی‌کنند که گذر زمان برایشان بی‌معنی‌ می‌شود و همینطور ناغافل عمر دستشان را می‌گیرد و با خود می‌برد. یک جایی می‌خواندیم که جهنم آن لحظه‌ای است که در پایان، آدمی که هستی آدمی که می‌توانستی باشی را ملاقات‌می‌کند.. الغرض اینکه تغییرکردن با تغییرات و رشدکردن با جهان برای خیلی‌ها کاری است کارستان. همه این آسمان ریسمان را بافتیم که «مبلسازی موسوی» را در افسریه تهران مثال بزنیم که استادکارش به سال ۱۳۴۰ شروع‌کرده به ساخت و تعمیر مبل برای مردم و حالا با هفتاد و خُرده‌ای سال، مشتری‌ها با تلگرام و ایمیل و اینستاگرام برایش نمونه کار خارجی می‌فرستند و استاد نجار برایشان می‌سازد. رفته‌بودیم که سنجاق را به ایشان معرفی‌کنیم و ازشان بخواهیم به جمع کاردان‌های سنجاق بپیوندند. بر خلاف خیلی از جوانترها که در این‌گونه کسب‌وکارها هستند و در مقابل آنلاین‌شدن و اینترنت و فلان، کلی گاردمی‌گیرند، ایشان شروع‌کرد برای ما از مزایای جهانی شدن و اینترنت و هر که یادنگیرد عقب‌می‌ماند و اینها حرف‌زدن. ما هم با نیش باز نگاه‌کردیم و یادگرفتیم و با خودمان فکرکردیم معادل دیجیتال دود از کنده بلندشدن چه می‌تواند باشد...
سنجاق سنجاق

نظافت منزل؛ مینی سرویس ماشین ظرفشویی

گاهی لازم است که نظافت منزل اساسی انجام شود و باید از یک نظافتچی درخواست‌کنیم تا کار را از سیر تا پیاز انجام‌دهد؛ ولی برای بعضی کارهای خرد می‌توانیم خودمان دست به کار شویم و گوشه ای از کار را بگیریم. در اینجا پیشنهادهایی برای نظافت های دم دستی خانه شما داریم که انجام هرکدام حدودا ده الی بیست دقیقه زمان نیاز‌دارند. این بار برای شستشوی ماشین ظرفشویی شما یک روش ساده را در ادامه مطلب معرفی‌می‌کنیم.


ادامه مطلب
سنجاق سنجاق

چگونه وقت سرویس کولر حواسم به «سنجاق» باشد؟

آقا ما کولر آبی خانه خودمان سرویس می‌خواست. هم خب سالی یکبار سرویس را که لازم دارد هم اینکه شناور کولر خوش‌صدای ما خراب بود؛ بله خوش‌صدا که می‌گویم یعنی شبها نمی‌گذاشت بخوابیم. خیلی سر و صدا می‌کرد که بعدا فهمیدیم یاتاقان کولر آبی هم داریم که بله همچین چیزی هم داریم که خراب می‌شود و می‌رود تراشکاری درست می‌شود می‌‌آید یا اصلا می‌شود یک دانه نویش را خرید و کمپلت عوضش کرد. خلاصه معایب کولر آبی را در اینترنت سرچ‌می‌کردیم، یک لیست می‌آمد، تطبیق می‌دادیم همه را داشتیم یعنی در واقع کولر ما داشت. خیلی مایه‌ تفریح دوستان بود که شبها تو دورهمی‌ها با این کولر و ضرب ِ سر و صدایش و تمپوی یاتاقانش که با دور تند و کند تغییرمی‌کرد، می‌شد چندی ما را که صاحب بی‌مسوولیت این کولر بودیم دست‌انداخت. تنبلی می‌کردیم نمی‌رفتیم یکی را بیاوریم درستش کنیم. خلاصه که در یک اقدام انقلابی یک پنجشبه غروب رفتیم با الکتریکی محل قرار و مدار گذاشتیم و فرداش آمد درست‌کرد و رفت. شنبه شد و ما با نیش از بناگوش دررفته بچه‌های شرکت را نویددادیم که ما که تنبلی می‌کردیم بالاخره کولرمان را درست‌کردیم و ماجرای سرویسکار را گفتیم. دیدیم همه بر و بر دارند ما را نگاه‌می‌کنند. یکی از بچه‌ها گفت چرا از خودمان نگرفتی، چرا از «سنجاق» نگرفتی.....لال شدیم وارفتیم دهانمان خشک شد فشارمان افتاد دلمان شکست از اینکه انقدر حواس پرتیم....
از آن روز دو سه ماهی می‌گذرد. بعضی وقتها یاد این حادثه تلخ می‌افتیم و باز هم باورمان نمی‌شود که کوزه‌گر و کوزه شکسته برایمان اتفاق افتاده‌بوده و فلان. خلاصه که هیچی گیجی و حواس‌پرتی........ 
 هر شب که می‌رویم خانه به این فکرمی‌کنیم که یک نفر بیاد نظافت خانه ما را دست بگیرد راحت‌شویم. کسی را هم نمی‌شناسیم، که آشنا باشد. نمی‌دانیم چه کنیم از کجا بیاوریم. باید بگردیم یکی را پیداکنیم .....  
سنجاق سنجاق

وقتی از پروفایل با کیفیت یک سرویسکار حرف‌می‌زنیم

روابط عمومی ِ شرکت چند روزی است که مشغول یکی از مهمترین بخش‌های کار ِ «سنجاق» است. بهبودبخشیدن صفحات پروفایل سرویسکاران. اولین قدمی که هم برداشته‌اند اصلاح عکس‌های آدمهاست. یعنی از روابط عمومی سنجاق با سرویسکاران تماس‌می‌گیرند و از آنها می‌خواهند که یک عکس تمیز و خوب از خودشان بفرستند. اما مشکل اینجاست که تلقی ما و آنها از عکس خوب با هم بسیار متفاوت است. بامزه‌ست اما خب متفاوت است. عکسهایی که این چند روزه رسیده سرویسکاران عزیز را در کوه و دشت و دمن، در مهمانی و پارتی و تفریح یا در بهترین حالت ـ در مورد یکی از نیروهای خوب تاسیساتی‌مان- لم‌داده روی کاناپه منزلشان، نشان‌می‌دهد. خب اینها خیلی خوب و قشنگ و عالی. اما نکته اینجاست که پروفایل‌های افراد کاردان سنجاق قراراست، نشان‌دهنده‌ی حرفه‌ای بودن آدمها باشد. و خب اولین چیزی هم که مشتری می‌بیند عکس است. در واقع مشتری از روی این صفحات قراراست تصمیم بگیرد که این آدم در کارش خبره هست یا نه.  اول اینکه عکس باید با کیفیت‌ باشد، نه اینکه تکه‌ای بریده‌شده از یک عکس خانوادگی باشد. در مرحله بعد باید حس حرفه‌ای و قابل اعتمادبودن را به مشتری منتقل‌کند. عکس از روبرو و نگاه مستقیم می‌تواند به خوبی حس اعتماد را در بیننده ایجادکند. همچنین روشنی پس‌زمینه و خوش‌ رنگ و لعاب بودن کلی عکس هم حال خوبی را از نشاط و انرژی به مشتری منتقل‌می‌کند.
GoodPose
سنجاق سنجاق

چگونه شرکت «خدمات نظافتی آقای امیری» سفارش بیشتری از سنجاق می‌گیرد؟

امروز صبح با آقای امیری که از همکاران خوب ماست راجع به ارزشی که کار ما برای مشتری‌ها ایجادمی‌کند حرف‌میزدیم. ایشان صاحب یک شرکت خدماتی است که در زمینه‌های مختلفی مثل نظافت، پرستاری و پذیرایی و غیره نیروهای خوب و متخصص‌ دارد. مثالی که می‌زد جالب توجه است. کلا آقای امیری سعی‌می‌کند هیچ یک از مشتریهایش ناراضی از در بیرون نروند. به همین منظور مثلا یکی از کارهایی که در ضمینه خدمات نظافتش انجام‌می‌دهد این است که همان اول به مشتری می‌گوید که اگر از خدمات ما راضی نباشید حتما نیرو را عوض‌می‌کند و یکی دیگر را می‌فرستد تا بصورت رایگان کار را مجددا و خب این‌بار بی‌نقص انجام‌دهد. این امتیازی است که شرکت آقای امیری نسبت به -شاید- تعداد زیادی از رقیبانش داشته‌باشد. اتفاقا همین امتیازی که او به مشتری‌اش می‌دهد باعث‌می‌شود که در رقابت با همکاران دیگری که از طرف «سنجاق» به مشتری معرفی‌می‌شوند، برتری داشته‌باشد. او از ما خواست که حتما این موضوع را در صفحه پروفایل ایشان ذکرکنیم تا مشتری‌های بیشتری به سمت شرکت و خدمات او کشیده‌شوند.
سنجاق سنجاق

* مورد عجیب کولر ۳۵۰۰

همه‌ی کسب‌و‌کارها از مشتری‌‌مداری حرف‌می‌زنند. همه هم خداراشکر می‌دانند که چیز خوبی است. البته به نظر ما در «سنجاق» چیزی در حد الفبای کسب‌وکار است. درست برگزارکردن مشتری‌مداری از چالش‌های هر کاری است. در حالت عادی‌‌اش چالش است، اما برای ما «چالش‌تر» است :))). چرا؟ چون ما در حقیقت دو دسته مشتری داریم. یعنی با دو گروه متفاوت و مجزا از مشتری‌ها سروکارداریم. دو طیف خدمت‌دهنده و خدمت‌گیرنده. هر دو گروه مشتری‌های ما هستند. این وسط هر وقت مورد و مشکلی پیش بیاید ما باید با توجه به دید هر دو طرف از آن ماجرا، این وسط کدخدامنشانه مشکل را حل‌کنیم. مثالش موردی بود که یک سرویسکار کولر آبی رفته‌بود سرویسی را انجام‌داده‌بود و پولش را هم گرفته‌بود. اما مشتری می‌گفت به خدا ما هنوز داریم از گرما عرق‌می‌ریزیم و خلاصه انگارنه‌انگار که این کولر سرویس‌شده. ما گفتیم چه کنیم. پاشدیم رفتیم کولر را بازدیدکردیم. دیدیم بنده‌خدا حق‌دارد. پوشالهای کولر از هر طرف یک وجب خالی بود. مثل راننده‌های ناشی که پارک دوبل می‌کنند اما از ماشینشان که پیاده‌می‌شوی تا پیاده‌رو باید تاکسی بگیری. زنگ زدیم به سرویسکار گفتم برادر اینکه اینجوری‌شده و درست‌نیست‌ و فلان. گفت خودم می‌‌ایم درست‌می‌کنم. ما هم با مشتری هماهنگ‌کردیم. اما سرویسکار عزیز نرفت که هیچ بعدش دیگر تلفنش را هم جواب‌نداد. خلاصه ما مجبور شدیم یکی دیگر را بفرستیم کار را انجام‌بدهد و خداییش خیلی حرفه‌ای و تر و تمیز کار را جمع‌کرد. و در ضمن آن سرویسکار خرابکار را هم از سیستم حذف‌کردیم و دیگر به‌ش کار ندادیم برود انجام‌بدهد.

این یک نمونه بود از هزاران موردی که در این مسیر دست‌ به گریبانشان خواهیم‌بود و خدا صبربدهد، امیدواریم درست انجامش‌بدهیم. 

*برگرفته از نام فیلم «مورد عجیب بنجامین باتن» 

سنجاق سنجاق