۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تعمیر یخچال» ثبت شده است

مشارکت بچه‌ها در سنجاق

وقتی بچه‌ بودیم همه‌ی همّت تلویزیون خرج این می‌شد که مخاطبان کودکش همواره در یک فضای خوف و رجاء معلق‌ باشند. با همان دستی که امید می‌داد با همان دست هم تخم یاس میان دل ما می‌کاشت. تا لبخندی به لبمان می‌‌آورد چیزی نمی‌گذشت که اشکمان را درمی‌آورد. می‌ترساندمان، پشتمان که نبود هیچ دلمان را هم می‌لرزاند، پیش رویمان هم قد علم‌می‌کرد. اول برنامه‌های کودک آگهی بچه‌های گمشده نشانمان می‌داد که حساب کار دستمان بیاید. بعد قهرمان همه‌ی کارتون‌ها دنبال پدری مادری چیزی بودند که یا پیدانمی‌کردند یا به ما نشان‌نمی‌دادند. خلاصه که همان برخورد معلم و ناظم و مدیر و فلان را تلویزیون و برنامه‌ کودک هم با ما داشتند. در میان همه این‌ها اما یک دُرّ گرانبهایی بود که پنداری حکم کابوس داشت برای ما و تمام قوای سازمان معظم صدا و سیما را به کار گرفته‌بود تا کودکان این سرزمین مثل بید بر سر ایمان خویش بلرزند. آن کابوس که برای ما در روزهای جمعه پخش‌می‌شد نامش بود «بچه‌ها مواظب باشید». همین اسمش هم خطرناک بود ولی چون کم می‌ترسیدیدم از اسمش برای همین یک کرکس عروسکی می‌آمد مثل هیولا بر صفحه تلویزیون ظاهرمی‌شد و با صدای جیغی که اکوشده‌بود و در جهان ما می‌چرخید و به همه در و دیوار روح رنجور ما وحشت می‌پاشید اسم برنامه را بارها تکرارمی‌کرد. بعد که برنامه شروع‌می‌شد تا می‌آمدی نفس راحتی بکشی و ترس از آن هیولا را از تنت بشورانی، عکس و گزارش بود پشت هم که از بچه‌ها می‌ریخت روی سر و صورتمان؛ بچه‌هایی با دست‌های باندپیچی شده که انگشتشان در چرخ‌گوشت قطع‌شده بود یا سوخته‌بودند با شوخی‌ای که با دوستانشان در خانه کرده‌بودند یا بریده‌بود دستشان. خلاصه الان که هر چه هر جا می‌بینی زیرش می‌نویسند آقا اینکه می‌خواهی ببینی صحنه‌های دلخراش دارد و ممکن است با دیدنش روحت آزرده‌شود اگر دلش را نداری نبین. این موضوع اصلا محلی از اعراب نداشت آن موقع‌ها و بلاتشبیه اصلا کسی هم در تلویزیون عقلش به این قدنمی‌داد که در بعدازظهر جمعه که بیشترین تعداد بچه‌های این سرزمین زل‌زده‌اند به تنها دریچه‌ی رو به بیرون هستی‌شان، نباید با لگد زد صورتشان را لِه کرد. 
الان اما اوضاع‌ فرق‌کرده. خدا را صد هزار مرتبه شکر اصلا کسی تلویزیون نمی‌بیند این روزها چه برسد به بچه‌ها که به همه چیز دسترسی دارند و چشمشان به دست این رسانه‌ی بی‌کفایت ملی نیست. خود ما برای سنجاق با مشارکت کفشدوزک یک جشنواره‌ای درست کرده‌ایم که بچه‌ها می‌روند با موضوعاتی که به کارهای خانه مثلا سرویس کولر و تعمیر اجاق‌ گاز و نظافت خانه و این کارها مربوط‌می‌شود کارتون درست‌می‌کنند. انقدر هم که عاقل و بامزه‌اند و درک جالبی از اطرافشان دارند که آدم دلش می‌خواهد برگردد کله‌اش را بکوبد در آن تلویزیون ۱۴ اینچ سیاه و سفیدی که به ما حمله‌می‌کرد و روحمان را با دندانهای تیزش تکه‌تکه با خود می‌برد که مبادا ما که زیر آوار موشک و هواپیما و صدام داشتیم له‌می‌شدیم جان سالم به در ببریم.
سنجاق سنجاق

چی شد چی نشد چرا زدی زنگو؟

آقا ما وسط دفترمان یک زنگ زورخانه آویزان است. نه اینکه ادعای پهلوانی و لوطی‌گری داشته‌باشیم زبانم لال که اصلا در این قد و اندازه‌ها نیستیم، نه فقط از روی اینکه به این چیزهایی که به اصل و ریشه و آیین و قدیم و ندیم و فلان برمی‌گردد ارادت‌داریم. خیلی نگشتیم تا پیدایش‌کنیم. رفیق‌مان رفت از تجریش خرید. خیلی قشنگ و تمیز. حالا که چی‌اش این نیست که مثلا دفترمان را با زنگ زورخانه دکور کرده‌باشیم فقط و این‌جور قضایا. داستان این است که از هر خَمی و پیچی و دره‌ و گردنه‌ای که به سلامت می‌گذریم، یکی‌مان داد می‌زند «بزن زنگو» یکی‌مان هم می‌زند «زنگو». از این قرار.
حالا ما دیروز سرمان به گریبان خودمان بود که یکی دادزد بزن زنگو و یکی ناغافل پرید زد زنگو. ما پرسیدیم چی شد چی نشد چرا زدی زنگو. ملتفت شدیم این سنجاق ِ بهسازی‌شده که پریروز در این پست بنگاه نوشته‌بودیم، اولین مشتری‌اش را راه‌انداخته. یعنی بر خلاف رو‌یه‌ی جاری بجای اینکه یک نفر را برای تعمیر کولر گازی یا مثلا یک نیروی خدمات نظافت منزل معرفی‌کنیم، دو تا معرفی‌کردیم و گذاشتیم مشتری خودش تصمیم‌بگیرد که کار را به کی بدهد. خلاصه که ما الان یک توفیری با هفته‌ پیشمان داریم و سر همین هم زدیم زنگو. سر اینکه درجانمی‌زنیم و داریم قدمی‌کشیم. اصلا هم راضی نیستیم بروید به دوست و آشنا و فامیل بگویید آقا، خانم، کجایی که یک سنجاق آمده که شگفتا و عجبا و فلان... اصلا راضی‌ نیستیم نه بابا زحمت می‌شود نه به این قسم اصلا راه ندارد نه...
سنجاق سنجاق

بنگاه کار راه‌اندازی «سنجاق»

بُنگاه کار راه‌اندازی «سنجاق» و شرکاء، که به رتق و فتق امور صغیر و کبیر ِ بیوت خلق الله مشغول است و قول ِ خوشنامی‌اش از چهار دروازه‌ی پاتخت ِ امروز ایران، به چهار سوی عالم فانی فراگیرشده‌است؛ بواسطه‌ی این اعلان خدمت مردم شریف طهران اعلام‌می‌دارد، من یوم ِ دیروز، یکشنبه بیست و هشتم ذوالقعده، به میمینت طالع برج اسد، آغاز افتتاح تارستان جدید شروع‌شد. همچنان به سَبیل قبل، جماعت ذکور و اناث با مراجعه به «سنجاق» قدم رنجه فرموده و بعلاوه‌ی حواله‌ی امور جاری به کارراه‌اندازی سنجاق، از مشاهده لطایف الحیل مغیره‌ انگشت حیرت به دهان فروبرند. من باب ِ سد راه ِ چشم زخم اجنه و دعانویس و رمال، دودکردن اسپند به وقت رویت تارستان کار راه‌اندازی سنجاق واجب است. لازم به تذکر است که اقلامی چند از اسامی مطروحه در سیاهه‌ی امور «سنجاق» به شرح زیر منقلب‌شده تا با آخرین مُد روز جوانان طهرانی، منطبق باشد:

سیاهه قدیم                          سیاهه جدید       
پوشال کنی                            سرویس کولر آبی
رُفت و روب                             نظافت منزل
روغن‌فروش                            برقکاری
سفیدکاری                             نقاشی ساختمان

سنجاق سنجاق