پدر و مادر عزیزم
سلام به روی ماهتان. امیدوارم خوب و سرحال باشید و دماغتان چاق باشد وخان عمو کار و بارش گرفته‌باشد و دختر عمو در خارج غم غربت بگیرد دق‌کند.
اگر از احوالات اینجانب پرسیده‌باشید دعاگوی صغیر و کبیر هستیم. سر خودمان را با کار زیاد گرم‌می‌کنیم و از دست عمو هم دیگر واقعا غصه‌نداریم اما ان‌شالله دختر عمو در خارج به زمین گرم بخورد..داشتیم می‌گفتیم این روزها خیلی کارمی‌کنیم. دیگر چاره‌ نداریم می‌گویند کار جوهر آدم است ما هم خیلی جوهر داریم. همه کاری هم می‌کنیم. از تمیزکاری که اینجا به‌ش می‌گویند نظافت منزل بگیر تا قلمبه سلمبه‌ها مثل تعمیر پکیج و آبگرمکن و شوفاژ که ان‌شاء‌الله دختر عمو دلش آتش بگبرد از تنهایی. خلاصه کار که عار نیست مملکت ما هم که خداروشکر پر از کار. همین الان که شما دارید این را می‌خوانید کلی رقیب هم داریم در کارمان اما می‌گیرد کار ما خودمان می‌دانیم. امان از تنهایی در این دنیای بی‌مروت. بعضی روزها می‌گوییم نعشش رو دست خان‌عمو بماند اما بعد چار قل می‌خوانیم فوت می‌کنیم سوی آن خراب‌شده که رفته خبرمرگش درس بخواند. مگر چی‌ می‌شد ما را هم می‌برد همانجا نقاشی ساختمان می‌کردیم تعمیر مبلمان می‌کردیم رفع ترکیدگی لوله می‌کردیم تعمیر شوفاژ می‌کردیم. ما را ببخشید حرف‌زدنمان شده عین این کارهایی که می‌کنیم. حالا دیروز داشتیم یک کار لوله‌کشی آب می‌کردیم آچار در رفت همینطور که فاضلاب می‌پاشید به صورتمان فرصتی شد اشکی هم بریزیم کسی نفهمد داریم گریه‌می‌کنیم برای آن به زمین گرم خورده. خدا نکند البته اصلا دوست نداریم دیگر دختر عمو را خیالتان راحت باشد. همین جوری بی‌خودی بعضی وقتها دلمان می‌خواد طیاره‌اش در آسمان بترکد تکه‌ پاره‌هایش هم به دست خان عمو نرسد نه اینکه بخواهیم نفرین کرده‌باشیم نه. لیاقت نفرین ما را ندارد ما اصلا دوستش نداریم...دیگر همین ملالی نیست جز دوری شما که آن هم ان‌شاالله بزودی دیدار میسر شود شما را زیارت‌کنیم در منزل خودمان یا باغی بیشه‌ای یا سر قبر آن بی‌وفا حلوایش را بخوریم... خلاصه خیلی حالمان خوب است کار می‌کنیم...
قربان و فدای شما 
کوچک شما سنجاق