۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شستشوی مبل در منزل تهران» ثبت شده است

برگرد تقی! برگرد!

یک روز یک مردی، خسته، وامانده، آفتاب‌سوخته پاشد دست‌بُرد جعبه و خرت‌وپرت کارش را برداشت پاشد، رفت تو، در ِ خرپُشته را بست از پله‌ها آمد پایین از خانه زدبیرون. نشده‌بود. این به آن نخورده‌بود، آن یکی هرزشده‌بود، یکی هم پاره‌شد باید عوض‌ش‌می‌کرد. کاش می‌شد همین جا ول‌کند برود. اصلا از شهر برود. کاش! اصلا حوصله‌نداشت از کرده‌اش پشیمان‌باشد. به طرف، از پله‌ها پایین‌‌آمدنی گفته‌بود کار تمام‌شده، خداحافظ. همان قبلش می‌دانست برنمی‌گردد. دست‌کرد از جیب پیراهن ِ چرک‌آبی یک نخ سیگار کشید‌ بیرون. گذاشت کنار گوشش. نمی‌خواست توی این آفتاب سر ظهر ِ مرداد، سهمیه روزی یک نخ‌اش را حرام‌کند. زنش پدرش را درمی‌آورد اگر بیشتر می‌کشید. از کجا می‌فهمدد لاکردار؟ این را گفت و از عشق زنش دلش غنج‌رفت و خندید. داشت فکرمی‌کرد که زن این چند ساله خوب زندگی‌ این را جفت و جورکرده. خدایا شُکرت. باز با خودش خندید. رسیده‌بود دم مغازه. یک‌راست رفت یک بسته‌ پوشال برداشت. شلنگ و واشِر هم برداشت. به جواد گفت پوشال قبلی نخورده، کوچک‌بوده، یکی دیگر می‌برد برگشتنی می‌آید با آن قبلی حساب‌می‌کند. آمد بیرون. مانده‌بود کی نظرش برگشته خواسته برود کار کولر یارو را تمام‌کند. جل‌الخالق..
سنجاق سنجاق

اینجا تهران است؛ سفارش آنلاین خدمات خانه سنجاق

اولین جای تهران که شروع‌کردیم به اضافه‌کردن سرویسکارهایش به «سفارش آنلاین خدمات خانه سنجاق»، مرکز شهر بود. اولین مغازه‌ای هم که رفتیم حرفه‌اش سرویس کولر گازی بود. با این دیدگاه از اینجا شروع‌کردیم که در این محدوده همه خدمات محلی از سرویسکار کولر و تاسیساتی و الکتریکی گرفته تا باربری و خدمات نظافتی و ساختمانی، هم با تعداد زیاد موجود است و هم اینکه اغلب سابقه‌‌کاری قابل توجهی دارند و در نتیجه خدمات سنجاق از همان اول با کیفیتی بالا ارائه‌خواهدشد. البته در مورد یک سری خدمات خانگی، مثل قالیشویی یا نظافت مثلا، منطقه خیلی مهم نیست و لزومی ندارد که سرویس‌دهنده حتما در محدوده سرویس‌گیرنده‌ باشد. در این موارد مردم عادت‌دارند که خدمات را از جاهایی بیرون محله خودشان بگیرند، اما خب نکته‌‌ی دیگری که اینجا را به عنوان نقطه‌ی شروع برای ما ایده‌آل‌می‌کرد، بودن محل شرکت سنجاق در مرکز شهر تهران است که در نتیجه می‌توانیم ارتباط بیشتر و نزدیک‌تری با خدمات محلی اطراف خودمان داشته‌باشیم و خلاصه بهتر اوضاع را در مُشتمان بگیریم. اتفاقا از همان روز صفر هم شروع‌کردیم به راه‌انداختن کارها و مشتری گرفتن. نمی‌دانم اگر از جای دیگری در تهران شروع‌می‌کریم هم همین‌قدر زود مشتری به سراغمان می‌آمد یا نه. اما نکته هیجان‌انگیزش اینجاست که خیلی زود به جای حدس و گمان‌ و پیش‌بینی‌کردن و دست‌دست‌کردن، یک نمونه ساده و سریع و کوچک از ایده‌آلمان راه‌انداختیم و هر چیز قابل و غیرقابل پیشبینی را عملا لمس‌کردیم. مثل اینکه در فضایی بی‌کران و تاریک معلق بودیم و هر از چندی دستان جستجوگرمان به چیزی می‌خورد که می‌گرفتیم، نگاهش‌می‌کردیم و می‌گذاشتیم توی کوله‌پشتی‌مان تا اینکه بالاخره روی این سیاره‌ی نسبتا تازه کشف‌شده‌ی Local Services فرودآمده‌ایم و پایگاهی راه‌انداخته‌ایم و داریم کار خودمان را جلو‌می‌بریم. 
سنجاق سنجاق

«سنجاق» برنامه‌ی امشب سراسر تهران

آقایی که شما باشی ما تازگی‌ها به خودمان آمدیم دیدیم می‌توانیم بیشتر محله‌های تهران- یعنی دروغ چرا تا قبر آ آ آ آ ... بالای ۷۵٪ تهران را سرویس‌بدهیم. نگفتیم خدمتگزاری‌کنیم که لوس‌بازی درنیاورده‌ باشیم. بله به ۷۵٪ تهران به این دنگالی الان داریم «سرویس» می‌دهیم. خلاصه که ۷۵٪ تهران الان زیر چتر مراقبت سرویسکاران سنجاق است که مبادا آب تو دل کسی تکان‌بخورد. اگر احیانا در این مدت آب هم در دل کسی تکان‌خورده و ما دستمان به‌ش نرسیده که دلش را قُرص‌کنیم، ان‌شاءالله یک سرویس دیگر از ما بگیرد از دلش درمیاوریم. کار است پیش می‌آید. همین امروز داشتیم با یک از شرکت‌های خدمات منازل مذاکره‌می‌کردیم که می‌خواست بیاید عضو «سنجاق» بشود. داشت می‌گفت هر چه کارهای دیگر سخت است و دردسر دارد و فلان است، کار ما اما خداییش دل شیر می‌خواهد. می‌گفت با خانه و زندگی مردم سر و کار داریم و همین دقتی که در گرفتن نیرو به خرج‌می‌دهیم، همین که چارچشمی نگاهمان به کارمان است که مبادا این وسط کسی جلوی مردم ما را با خرابکاری بدنام کند، همین که باید مشتری را حسابی سوال پیچ کنیم که مطمئن‌شویم از کار و سرویس ما راضی است، خودش یک بیزنس سواست. انگار چند تا کار داریم. اول کارمان این است که کار مردم را راه بیندازیم. بعدش این است که  مراقب رفتار و کیفیت آدمهایی باشیم که دارند کار را انجام‌می‌دهند و بعد آخر هم که اگر کسی ناراضی بود کار را دوباره انجام‌دهیم و انقدر صبور باشیم و پیگیر تا بالاخره مشتری با لبخند از پیش ما برود. مثل همان سرویس کولر که قبلا نوشته‌بودیم، مثل همین دوستمان که اول از قیمت سرویسکار اولی شاکی بود و بعد آنقدر راضی بود از سرویسکار دوم کولر گازی که برایش فرستادیم که شماره طرف را گرفت و شد مشتری دائمی‌اش و مثل هر مورد دیگری که پیش‌آمده یا پیش خواهدآمد. خلاصه آقا دروغ چرا تا قبر آ آ آ آ... ما جور هندوستان داریم می‌کشیم خیلی‌م خوب است و هیچ خیالی هم نیست. 

سنجاق سنجاق

چگونه شرکت «خدمات نظافتی آقای امیری» سفارش بیشتری از سنجاق می‌گیرد؟

امروز صبح با آقای امیری که از همکاران خوب ماست راجع به ارزشی که کار ما برای مشتری‌ها ایجادمی‌کند حرف‌میزدیم. ایشان صاحب یک شرکت خدماتی است که در زمینه‌های مختلفی مثل نظافت، پرستاری و پذیرایی و غیره نیروهای خوب و متخصص‌ دارد. مثالی که می‌زد جالب توجه است. کلا آقای امیری سعی‌می‌کند هیچ یک از مشتریهایش ناراضی از در بیرون نروند. به همین منظور مثلا یکی از کارهایی که در ضمینه خدمات نظافتش انجام‌می‌دهد این است که همان اول به مشتری می‌گوید که اگر از خدمات ما راضی نباشید حتما نیرو را عوض‌می‌کند و یکی دیگر را می‌فرستد تا بصورت رایگان کار را مجددا و خب این‌بار بی‌نقص انجام‌دهد. این امتیازی است که شرکت آقای امیری نسبت به -شاید- تعداد زیادی از رقیبانش داشته‌باشد. اتفاقا همین امتیازی که او به مشتری‌اش می‌دهد باعث‌می‌شود که در رقابت با همکاران دیگری که از طرف «سنجاق» به مشتری معرفی‌می‌شوند، برتری داشته‌باشد. او از ما خواست که حتما این موضوع را در صفحه پروفایل ایشان ذکرکنیم تا مشتری‌های بیشتری به سمت شرکت و خدمات او کشیده‌شوند.
سنجاق سنجاق

رهایی یا آنچه سرویس‌کاران کولر پشت سر ِ سنجاق می‌گویند!

دیروز یکی به ما زنگ‌زد. گفت می‌خواهد به جمع سرویس‌کاران سنجاق بپیوندد. می‌گفت از همکاران تاسیساتی‌اش شنیده که سنجاق خوب مشتری می‌فرستد و کارکردن باهاش کلی از بار مدیریت‌کردن مشتری‌ها را کم‌کرده. ما در این مرحله فقط با کسانی که مغازه‌ دارند کار می‌کنیم و کلا کسی را که نتوانیم مکان ثابت کسب و کارش را بازدیدکنیم، به سنجاق اضافه‌نمی‌کنیم. این را گفتیم و فهمیدیم که ایشان مغازه هم دارند و خلاصه قرارشد من بروم برای به قول خودمان Location Check. در راه داشتم فکرمی‌کردم که چطور باید این خوش‌نامی را که برای سنجاق در بین سرویس‌کاران ایجادشده مدیریت‌کرد، حفظ‌کرد و ادامه‌اش داد. رسیدم به آدرسی که داشتم. سرش شلوغ‌بود. داشت به یکی برای سرویس کولر وقت می‌داد وردست جوانش هم داشت آدرس می‌گرفت برود برای تعمیر آبگرمکن و دو سه نفر هم تو نوبت خرید و کارهای دیگر بودند. بفرما زد که بنشینم تا مشتری‌هایش را راه‌بیندازد. سرش که خلوت‌شد آمد نشست به گپ‌زدن. اصل حرفش این بود که دلش می‌خواسته یک نفر را بگیرد برای جواب‌گویی به سرویس‌ها و وقت‌دادن به مردم و خلاصه مدیریت‌کردن برنامه‌هایش و وقتی شنیده‌بود که می‌تواند بخش بزرگی از این کار را بیاندازد گردن سنجاق، معطلش نکرده‌بود و زنگ‌زده‌بود به ما. حالا ما خودمان اصلا به این موضوع فکرنکرده‌بودیم و من در راه برگشت داشتم فکرمی‌کردم که ما کنار همین مشتری آوردن برای خدمات محلی در واقع داریم ارزشهای دیگری هم مثل همین مدیریت کردن کسب‌وکار برای همکارانمان ایجاد‌می‌کنیم.

اصغرآقا

سنجاق سنجاق

کسی که کار مردم را راه‌می‌اندازد

روزهای اول راه‌انداختن «سنجاق»، حال ما مثل روز اولی بود که داشتیم می‌رفتیم مدرسه. ته دلمان هم شوق و شور بود و هم ترس از تازگی‌ها و  ندانستگی‌ها. مدرسه که تمام شد. همه دیدیم که بی‌خود می‌ترسیدیم. خبری نبود. شاید حتی الان با خاطره‌اش حالمان هم خوش‌شود گاهی. اما این کار ما حالا حالاها تمام‌نمی‌شود. حالا حالاها با این مردم و مشکلات خانه‌هایشان سر و کار داریم. می‌دانیم که هر روز بهتر می‌شویم. بزرگتر می‌شویم. کارهای بیشتری را می‌توانیم انجام‌بدهیم. به خانه‌های بیشتری پامی‌گذاریم. می‌دانیم که هر چه جلوتر می‌رویم مسئولیت‌مان بیشتر می‌شود. مسئولیت کسی که کار مردم را راه‌می‌اندازد هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود، اینها را هم از روز اول می‌دانستیم و همیشه آویزه گوشمان است.
اما یکی از ترسهای ما، ترس از بدقول شدن است. یکی می‌گفت چرا می‌گویی مرد است و قولش، درستش این است که بگویی آدم است و قولش. انسان باید سر قول و قرارش بماند. حالا ما به این اما و اگرهای فلسفی‌اش کاری نداریم. مرد و زن ندارد. باید پای قول ایستاد دیگر. این البته از آن چیزهایی است که برای همه روز ِ روشن است اما کو؟ بگذریم. خلاصه که می‌دانیم خیلی سخت است که آدم تنبلی نکند. خودش را بگذارد بعد از قولش. پای حرفش بایستد و اینها. می‌دانیم. اما چه کنیم. ما و شما در «سنجاق» با مردم طرفیم. بدقولی کنیم قافیه‌ را باخته‌ایم. پس حسابی پیه این سختی را به تنمان مالیده‌ایم. خدا رو شکر تا به حال بدقولی نکرده‌ایم . امید داریم تا آخرش هم نکنیم.  
 
سنجاق سنجاق