۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ماشین ظرفشویی» ثبت شده است

جلو گیری از کدر شدن لیوان ها در شستشو با ماشین ظرفشویی

حتما شما هم در استفاده از ماشین های ظرفشویی دچار مشکلاتی شده اید و با خودتان فکر کردید که اصلا بهتر نیست خودم ظرف ها را دستی بشورم؟ اما راه حل بازگشت به عقب نیست. تنها باید نحوه استفاده درست و صحیح از ماشین لباسشویی را فرا بگیرید.

حالا که ماشین های ظرف شویی هر روز بیشتر از قبل جایشان را در خانه های ایرانی پیدا می کنند، باید دانسته هایمان را برای استفاده از آن ها بیفزاییم. در این نوشته، نگاهی می اندازیم به قلمی که احتمالا در تمام خانه های صاحب ماشین ظرفشویی دیده شده: لیوان و استکان های کدر شده و مه آلود! ادامه مطلب را در وبلاگ سنجاق از دست ندهید!

اگر به تازگی یک ماشین ظرفشویی تهیه کرده اید و نیاز به نصب آن دارید می توانید قیمت نصب را در عوامل موثر بر قیمت نصب ماشین ظرفشویی مشاهده کنید. در صورت نیاز به تعمیر ماشین ظرفشویی هم می توانید به اینجا مراجعه کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سنجاق سنجاق

لوازم خانگی: تعمیر یا تعویض؛ مساله این است

برای صبحانه نان را در مایکروفر گرم‌می‌کنید و کره و پنیر را از توی یخچال برمی‌دارید. همان موقع دکمه ماشین لباسشویی را هم می‌زنید تا کارش را شروع‌کند. اما فکرمی‌کنید اگر یک روز لباسشویی خراب‌شود و صدای ترق و تروقش دربیاید، چه کار باید بکنید؟ سوالی که از خودتان می‌پرسید این است که باید تعمیرشان کرد یا با قیمتی خیلی پایین‌تر فروختشان؟ شاید برای شما هم پیش آمده‌باشد که یکی از لوازم قدیمی خانه‌تان نیاز به تعمیر داشته‌باشد اما هزینه‌ی بالای تعمیرات شما را به فکر انداخته‌باشد که از خیرش بگذرید و بروید نویَش را بخرید.
در ادامه، در یکی دیگر از توصیه‌های خانگی ِ «سنجاق»، از تجربیات یکی از سرویسکاران در این مورد با خبر شوید.
ادامه مطلب
سنجاق سنجاق

«سنجاق» برنامه‌ی امشب سراسر تهران

آقایی که شما باشی ما تازگی‌ها به خودمان آمدیم دیدیم می‌توانیم بیشتر محله‌های تهران- یعنی دروغ چرا تا قبر آ آ آ آ ... بالای ۷۵٪ تهران را سرویس‌بدهیم. نگفتیم خدمتگزاری‌کنیم که لوس‌بازی درنیاورده‌ باشیم. بله به ۷۵٪ تهران به این دنگالی الان داریم «سرویس» می‌دهیم. خلاصه که ۷۵٪ تهران الان زیر چتر مراقبت سرویسکاران سنجاق است که مبادا آب تو دل کسی تکان‌بخورد. اگر احیانا در این مدت آب هم در دل کسی تکان‌خورده و ما دستمان به‌ش نرسیده که دلش را قُرص‌کنیم، ان‌شاءالله یک سرویس دیگر از ما بگیرد از دلش درمیاوریم. کار است پیش می‌آید. همین امروز داشتیم با یک از شرکت‌های خدمات منازل مذاکره‌می‌کردیم که می‌خواست بیاید عضو «سنجاق» بشود. داشت می‌گفت هر چه کارهای دیگر سخت است و دردسر دارد و فلان است، کار ما اما خداییش دل شیر می‌خواهد. می‌گفت با خانه و زندگی مردم سر و کار داریم و همین دقتی که در گرفتن نیرو به خرج‌می‌دهیم، همین که چارچشمی نگاهمان به کارمان است که مبادا این وسط کسی جلوی مردم ما را با خرابکاری بدنام کند، همین که باید مشتری را حسابی سوال پیچ کنیم که مطمئن‌شویم از کار و سرویس ما راضی است، خودش یک بیزنس سواست. انگار چند تا کار داریم. اول کارمان این است که کار مردم را راه بیندازیم. بعدش این است که  مراقب رفتار و کیفیت آدمهایی باشیم که دارند کار را انجام‌می‌دهند و بعد آخر هم که اگر کسی ناراضی بود کار را دوباره انجام‌دهیم و انقدر صبور باشیم و پیگیر تا بالاخره مشتری با لبخند از پیش ما برود. مثل همان سرویس کولر که قبلا نوشته‌بودیم، مثل همین دوستمان که اول از قیمت سرویسکار اولی شاکی بود و بعد آنقدر راضی بود از سرویسکار دوم کولر گازی که برایش فرستادیم که شماره طرف را گرفت و شد مشتری دائمی‌اش و مثل هر مورد دیگری که پیش‌آمده یا پیش خواهدآمد. خلاصه آقا دروغ چرا تا قبر آ آ آ آ... ما جور هندوستان داریم می‌کشیم خیلی‌م خوب است و هیچ خیالی هم نیست. 

سنجاق سنجاق

کسی که کار مردم را راه‌می‌اندازد

روزهای اول راه‌انداختن «سنجاق»، حال ما مثل روز اولی بود که داشتیم می‌رفتیم مدرسه. ته دلمان هم شوق و شور بود و هم ترس از تازگی‌ها و  ندانستگی‌ها. مدرسه که تمام شد. همه دیدیم که بی‌خود می‌ترسیدیم. خبری نبود. شاید حتی الان با خاطره‌اش حالمان هم خوش‌شود گاهی. اما این کار ما حالا حالاها تمام‌نمی‌شود. حالا حالاها با این مردم و مشکلات خانه‌هایشان سر و کار داریم. می‌دانیم که هر روز بهتر می‌شویم. بزرگتر می‌شویم. کارهای بیشتری را می‌توانیم انجام‌بدهیم. به خانه‌های بیشتری پامی‌گذاریم. می‌دانیم که هر چه جلوتر می‌رویم مسئولیت‌مان بیشتر می‌شود. مسئولیت کسی که کار مردم را راه‌می‌اندازد هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود، اینها را هم از روز اول می‌دانستیم و همیشه آویزه گوشمان است.
اما یکی از ترسهای ما، ترس از بدقول شدن است. یکی می‌گفت چرا می‌گویی مرد است و قولش، درستش این است که بگویی آدم است و قولش. انسان باید سر قول و قرارش بماند. حالا ما به این اما و اگرهای فلسفی‌اش کاری نداریم. مرد و زن ندارد. باید پای قول ایستاد دیگر. این البته از آن چیزهایی است که برای همه روز ِ روشن است اما کو؟ بگذریم. خلاصه که می‌دانیم خیلی سخت است که آدم تنبلی نکند. خودش را بگذارد بعد از قولش. پای حرفش بایستد و اینها. می‌دانیم. اما چه کنیم. ما و شما در «سنجاق» با مردم طرفیم. بدقولی کنیم قافیه‌ را باخته‌ایم. پس حسابی پیه این سختی را به تنمان مالیده‌ایم. خدا رو شکر تا به حال بدقولی نکرده‌ایم . امید داریم تا آخرش هم نکنیم.  
 
سنجاق سنجاق