۳۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نظافت ساختمان» ثبت شده است

خانه و آشپزخانه

در پست قبلی کمی درباره نظافت آشپزخانه صحبت شد. با توجه به اهمیت فوق العاده داشتن یک آشپزخانه تمیز و عاری از آلودگی، در ادامه به نکات دیگری در این باره اشاره می کنیم. 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سنجاق سنجاق

چند توصیه برای نظافت آشپزخانه

وقتی از پخت و پز در خانه صحبت می کنیم، ناخودآگاه به مراحل مختلفی از آماده سازی و طبخ غذا تا نظافت ظروف و آشپزخانه صحبت به میان می آید. علاوه بر اینکه در یک آشپزخانه تمیز و مرتب کارکردن هم راحت‌تر لذت‌بخش‌تر است، قضیه سلامت خانواده هم وسط است. خیلی روشن است که وجود کثیفی در جایی که موادغذایی و خوراک خانواده نگهداری‌می‌شود چه خطراتی برای سلامتی خانواده دارد. در ادامه به مسئله نظافت آشپزخانه نگاهی تخصصی تر می اندازیم و چند نکته مهم را با شما مرور می کنیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سنجاق سنجاق

نظافت خانه: زمستان و خانه تکانی نوروزی

نظافت خانه زمستان و تابستان برنمی‌دارد و به هر حال همیشه هست. اما قضیه این است که زمستان با خودش سرما و شوفاژ و دوده و لباس‌های جاگیرتر و مانند این ها می‌آورد که البته بیشتر ذهن آدم را درگیر خودش‌ می‌کند. حالا بماند که دم نوروز که می شود نیاز به نظافت و خانه تکانی بیشتر هم می شود. چند نکته کار راه بنداز برای نظافت را در سنجاق از دست ندهید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سنجاق سنجاق

۵ راه شگفت انگیز پاک‌کردن لکه‌ها

«بریتا» دخترم، به سن مدرسه نرفته بود که یک روز تصمیم‌گرفت با ماژیکی که من برای نوشتن روی کارتن‌های اسباب و اثاثیه خریده‌بودم، روی در و دیوار و فرش و مبل و خلاصه همه جای خانه‌ی اجاره‌ای مان از خود یادگاری به جا بگذارد! آن روز روز قبل از اسباب‌کشی بود و تصورکنید من و شوهرم چه حالی‌ شدیم. شانس‌آوردیم یادم افتاد قبلا یک جایی دیده‌بودم که راه پاک‌کردن ماژیک چیست. اگر بچه کوچک دارید، مطمئنا این مطلب نیازتان می شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سنجاق سنجاق

۱۷ وسیله ضروری نظافت خانه جدید

هر کسی نظافت‌کردن را دوست‌ندارد، مخصوصا وقتی تازه اسباب‌کشی کرده‌اید و مشغول کشف محله جدید هستید. اما اگر به این سلاح‌های ویژه مجهز باشید، براحتی و در یک چشم به هم زدن می‌توانید خانه‌ای تروتمیز داشته‌باشید. کنار این ها شاید یک موسیقی خوب هم به شما حس و حال دیگری برای نظافت بدهد! این روش ها را در بلاگ سنجاق که مطالب خود را در ارتباط با سبک زندگی منتشر می کند مشاهده کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سنجاق سنجاق

راه هایی برای اینکه سرکه را به حمام ببرید

البته بر همگان واضح و مبرهن است که سرکه سفید چه تمیزکننده خوب و قوی و بی‌ضرر برای محیط‌زیستی می‌باشد اما در این مطلب بخصوص می‌خواهیم راجع به کثیفی‌های سرسختی حرف‌بزنیم که با سرکه به راحتی پاک‌می‌شوند. پس شیشه سرکه را دست بگیرید و در ادامه مطلب در مجله سنجاق همراه باشید.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سنجاق سنجاق

چطور بین جداره های شیشه فر را تمیز کنیم

برای خیلی‌ها پاک کردن فر و شیارهای آن‌ها کابوس صبح و شب است. در این مطلب ساخت یک وسیله ابداعی ساده را آموزش می‌دهیم که با استفاده از آن می‌توانید لکه و جِرم فر را که معمولا از پاشیدن روغن غذا، گرد و خاک و خیلی چیزهای دیگر ناشی می‌شود، تمیز کنید. ادامه مطلب را در سنجاق مگ بخوانید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سنجاق سنجاق

نظافت سبز و ارزان: فقط و فقط به این پنج قلم جنس نیاز دارید!

هروقت پای خانه تکانی نوروزی و نظافت بهاره به میان می‌آید بهترین روش، نظافت سبز یا همان دوستدار محیط زیست است. استفاده از شوینده‌های طبیعی و غیرسمی نه تنها برای سلامتی شما بهتر است، بلکه در این مورد خاص یک مزیت مهم هم دارد : اینجا یکی از جاهایی است که انتخاب روش سبز و دوستدارمحیط زیست، ارزانتر هم هست و کلی پول را به جیب شما برمی‌گرداند. ادامه مطلب در سنجاق مگ.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سنجاق سنجاق

سنجاق خیلی کارها می‌کند

پدر و مادر عزیزم
سلام به روی ماهتان. امیدوارم خوب و سرحال باشید و دماغتان چاق باشد وخان عمو کار و بارش گرفته‌باشد و دختر عمو در خارج غم غربت بگیرد دق‌کند.
اگر از احوالات اینجانب پرسیده‌باشید دعاگوی صغیر و کبیر هستیم. سر خودمان را با کار زیاد گرم‌می‌کنیم و از دست عمو هم دیگر واقعا غصه‌نداریم اما ان‌شالله دختر عمو در خارج به زمین گرم بخورد..داشتیم می‌گفتیم این روزها خیلی کارمی‌کنیم. دیگر چاره‌ نداریم می‌گویند کار جوهر آدم است ما هم خیلی جوهر داریم. همه کاری هم می‌کنیم. از تمیزکاری که اینجا به‌ش می‌گویند نظافت منزل بگیر تا قلمبه سلمبه‌ها مثل تعمیر پکیج و آبگرمکن و شوفاژ که ان‌شاء‌الله دختر عمو دلش آتش بگبرد از تنهایی. خلاصه کار که عار نیست مملکت ما هم که خداروشکر پر از کار. همین الان که شما دارید این را می‌خوانید کلی رقیب هم داریم در کارمان اما می‌گیرد کار ما خودمان می‌دانیم. امان از تنهایی در این دنیای بی‌مروت. بعضی روزها می‌گوییم نعشش رو دست خان‌عمو بماند اما بعد چار قل می‌خوانیم فوت می‌کنیم سوی آن خراب‌شده که رفته خبرمرگش درس بخواند. مگر چی‌ می‌شد ما را هم می‌برد همانجا نقاشی ساختمان می‌کردیم تعمیر مبلمان می‌کردیم رفع ترکیدگی لوله می‌کردیم تعمیر شوفاژ می‌کردیم. ما را ببخشید حرف‌زدنمان شده عین این کارهایی که می‌کنیم. حالا دیروز داشتیم یک کار لوله‌کشی آب می‌کردیم آچار در رفت همینطور که فاضلاب می‌پاشید به صورتمان فرصتی شد اشکی هم بریزیم کسی نفهمد داریم گریه‌می‌کنیم برای آن به زمین گرم خورده. خدا نکند البته اصلا دوست نداریم دیگر دختر عمو را خیالتان راحت باشد. همین جوری بی‌خودی بعضی وقتها دلمان می‌خواد طیاره‌اش در آسمان بترکد تکه‌ پاره‌هایش هم به دست خان عمو نرسد نه اینکه بخواهیم نفرین کرده‌باشیم نه. لیاقت نفرین ما را ندارد ما اصلا دوستش نداریم...دیگر همین ملالی نیست جز دوری شما که آن هم ان‌شاالله بزودی دیدار میسر شود شما را زیارت‌کنیم در منزل خودمان یا باغی بیشه‌ای یا سر قبر آن بی‌وفا حلوایش را بخوریم... خلاصه خیلی حالمان خوب است کار می‌کنیم...
قربان و فدای شما 
کوچک شما سنجاق
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سنجاق سنجاق

قافیه به تنگ‌ آمده


موقعیت اول: دم غروب ـ سر ِ کوچه ـ خارجی
محمد و مجتبی زیر تیر چراغ سر کوچه‌شان ایستاده‌اند. با تک تک اهالی محل که می‌گذرند سلام علیک می‌کنند. محمد هر دور که با تسبیح‌می‌زند آب دهانش را نثار آسفالت کوچه‌می‌کند. مجتبی دورتر از محمد ایستاده و تلاش‌می‌کند با پوست تخمه آفتابگردان تمام سطح کوچه را نرم و خش‌خشی کند. 
     - محمد: مژتبا! بعد خدمت چیکار کنیم؟
مجتبی برای رسیدن به محمد قدم برمی‌دارد و زانوهایش را از میان پوست تخمه‌ها بیرون‌کشیده به محمد نزدیک‌تر می‌شود.
     - مجتبی: ممد داداشی نشنیدم شرمنده به مولا
     - محمد: نوکرم داداشی.. می‌گم بعد خدمت می‌خوای چیکارکنی؟
     - مجتبی: داداشی می‌خوام استارتاپ بزنم.
موقعیت دوم: سر شب ـ پذیرایی خانه - داخلی
دو خانواده محترم در مراسم خواستگاری گل می‌گویند و گل می‌شنوند. بشقاب‌های پر از پوست موز و خیار فضای دلنشینی به مراسم داده‌است. همه خیلی از این وصلت فرخنده ریسه‌می‌روند. فضا غرق در نور و سرود و جوراب و کت و شکم است.
     - آقای ابواب جمعی: خب پسرم بگو ببینم شغلت چیه؟
پسرم که هر چه سعی‌می‌کند از خجالت سرخ‌نمی‌شود دهان به سخن‌می‌گشاید و آب و تکه‌های خیار را با مارک روی آستین کت‌ از لب و لوچه‌اش پاک‌می‌کند.
     - پسرم: من استارتاپ می‌زنم
موقعیت سوم: صلات ظهر ـ راهرو دانشگاه ظریف ـ داخلی
دو لاغر و سه چاق و یک متوسط و دو دراز با هم حرف‌می‌زنند. کوله‌هایشان خیلی سنگین است. نمی‌دانند بروند ناهار یا سیگار یا حیاط. افرادی این گروه کوچک را زیر نظرگرفته‌اند. البته این‌ها هم می‌دانند زیرنظر هستند و بنظر می‌رسد حرفهایشان هم ردگم‌کنی است و به وضوح موقع حرف‌زدن دادمی‌زنند.
     - لاغر: خب بابا منم یه ساعته می‌گم بریم کوچه دیگه..اون همه ساندویچ هست اونجا
     - چاق: ساندویچ هست تا کوچه چجوری بریم با این کوله‌ها ( با سر به چپ و راست اشاره‌می‌کند..منظورش آدمهایی است که این‌ها را می‌پایند). 
     - دراز: کوله‌ها رو من میارم شماها برین من میارم
همه به هم نگاه‌می‌کنند. کوله‌ها را روی زمین می‌گذارند و تا می‌آیند از پله‌ها پایین بروند، بپاها از خفا بیرون می‌پرند. بچه‌ها می‌دوند و فرارمی‌کنند. دراز گیر می‌افتد. فرمانده زانویش را روی کمر دراز می‌گذارد.
     - فرمانده: کوله‌ها رو تو میاری ها؟ می‌خواین استارتاپ بزنین ها؟
     - دراز: بابا اشتباه‌می‌کنید من اپلای کردم دارم می‌رم اصلا...
همه گروه حالا دستگیر شده‌اند و رو به دیوار حیاط دانشگاه به خط‌ شده‌اند. یک ماشین زندان‌دار می‌آید و همه را سوارمی‌کند می‌برد. 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سنجاق سنجاق